![]() |
![]() |
|
| یه شروع دوباره |
|
مي خوام از باغ بزرگ آسمون سبدي پر از ستاره بردارم پ.ن- دوستاي گلم هركسي كه مي خوادبازي رو ادامه بده نظرش رو تو قسمت نظرات پست قبلي بذاره ممنون ميشم.... پ.ن۲- يه عالمه دوستاي گل به من و باباي ام لطف دارن كه همينجا از همه تون خيلي خيلي تشكر مي كنم . پ.ن۳- قرار هفته ي ديگه دايي عزيز يكي يكدونه ام از سوئد بياد كلي خوشحالم اما از طرف ديگه هم خاله كوچيكم قراره همون شبي كه داييم مياد عمل جراحي داشته باشه كه نگرانم كرده... اميدوارم زود زود زود خوب بشه آخه اين خاله كوچيكه ما يه جورايي فلورانس نايتينگل خانواده است و كسي توقع نداره كه مريض بشه.... پ.ن۴- خدا جونم ممنونم براي سلامتي ام و همه ي چيزهاي خوبي كه بهم دادي ممنونم براي همه ي اتفاقات خوبي كه برام مي افته قول مي دم كه از اين به بعد هميشه دنبال زيبايي ها باشم.... پ.ن۵- يه ذره پست نوشتم يه عالمه پيوست عجبا.... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 13:25 توسط ماهک |
|
|
و اما یک بازی جدید... خیلی وقت بود بازی نذاشته بودم ها.. ببینید این بازی هدف داره و بعد هم اینکه دنباله داره و باید مرحله به مرحله پیش بره پس از همین الان توش شرکت کنین که بعدا پشیمون نشین... بازیمون خیلی خیلی ساده است... اهداف زندگیتون رو بنویسین... البته منم فردا میام و مثل همه شما هدف هام رو می نویسم... به نظرم اگه اهدافتون رو تو قسمت نظرات بنویسین بهتره یه هفته هم فرصت دارید که بیاین و تو این بازی شرکت کنین... خداییش بازی توپیه پس کم کاری نکنین ها... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 8:15 توسط ماهک |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8:42 توسط ماهک |
|
|
بيا بريم اونجا كه شباش بوي تو باشه تو هواش |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 7:48 توسط ماهک |
|
|
پ.ن- خدایا ممنونم که بهم اجازه دادی بفهمم که چقدر دوستم داره... نگرانی ته چشماش شیرین ترین چیزی بود که تو اون لحظه ی درد می تونست بهم تسکین بده... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 9:3 توسط ماهک |
|
|
پ.ن- همه ی حرف های خوب و حسهای خوب شاید گفتنی نباشه..شاید شنیدنی هم نباشه.. اما به این معنی نیست که خواستنی هم نباشه.... همه ی نگفتنی ها و نشنیدنی ها و خواستنی هاتو با همه وجود می خوام .... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 12:27 توسط ماهک |
|
|
نفس نفس بودن من از تو
کمی دیرتر نوشت- راستی عیدتون مبارک ... دیروز خیلی ذوق می کردم هر کانال تلویزیون رو که می زدم اسم خوشمل کنارش بود... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 9:52 توسط ماهک |
|
|
دو چشمات مهربونه دو ابروت سایه بونه |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 18:6 توسط ماهک |
|
|
پ.ن- ممنونم از همه ي دوستايي كه براي با هم بودن ما دعا مي كنن و عشقمون رو حمايت... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 14:23 توسط ماهک |
|
|
پ.ن- خدایا می دونی که چقدر همدیگه رو دوست داریم ... مطمئنم خودت ما رو برای با هم بودن خلق کردی ... تو این راهی که پیش پامون گذاشتی کمکمون کن.... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 7:21 توسط ماهک |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 19:8 توسط ماهک |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم آبان 1387ساعت 22:11 توسط ماهک |
|
|
يه نفر يادشو هر بار با قلموي بلور رو دلم مي زنه هاشور |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 7:23 توسط ماهک |
|
|
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم آبان 1387ساعت 0:13 توسط ماهک |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 |
|
RSS
|