تبليغاتX
دوباره ها - دوباره زنده کردیم....
یه شروع دوباره

داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی .... شهر خاموش دلم رو تو پر آوازه کردی... آتش این عشق کهنه دیگه خاکستری بود...اومدی وقتی تو سینه نفس آخری بود... تا تویی تنها بهانه واسه زنده بودنم... من بغیر از خوبی تو مگه حرفی می زنم..  رفته بود هرچی که داشتیم دیگه از خاطر من ... کهنه شد اسم قشنگت میون دفتر من... من فراموش کرده بودم همه روزای خوبو... اومدی آفتابی کردی تن سرد غروبو... عشقت به من داد عمر دوباره .. معجزه با تو فرقی نداره... تو خالق من بعد از خدایی.. در خلوت من تنها صدایی...به عشق تو زنده بودم منو کشتی دوباره زنده کردی... دوست داشتم دوسم داشتی منو کشتی... دوباره زنده کردی....
این روزا همه درگیر خرید و کارهای قبل از عید هستن... منم مثل همه وقت سر خاروندن ندارم... اداره که تا 28ام به راه کلاسها هم تا 7 شب جمعه همچنان ادامه داشت.. شنبه صبح هم که رفتم معیانه فنی خاله سوسکه رو گرفتم... تازه اونجا دوتا مشتری هم براش پیدا شد.. اما دخترمونو که ندادم بره... بااین حرفایی که امروز مامان زد شاید حالا حالا ها ندمش بره.... و اما بعد از آن آمدیم خانه کمی به خودمان رسیدیم .. دوش گرفتیم و از این  حرفا بعدش رفتیم ملودی را رساندیم دانشگاه... و سپس رفتیم خرید و کلی اسباب و اثاثیه برای شب گرفتیم.. حالا اگه گفتید شب چه خبر بود... بله دیگه ما با کلی دیرکرد می خواستیم جشن تولد بابایی مان را در خانه ی آفتابگردون و داداشی بگیریم.. آفتابگردون بیچاره که خودش سر کار بود کلید خونه رو داده بود به من گفته بود خودت هرکاری می خوای بکن اصلا فردا خودت میزبانی... این میزبان بودن چه حس و حالی داشت بماند.. از یه طرف بهم خیلی چسبید .. همه اش فکر می کردم که این مهمونی من و بابایی مه .. منم مثل یه خانوم خوب دارم کارا رو می کنم .. از یه طرف هم دست تنها پدرم در اومد تا غذا درست کردم و خونه رو تمیز کردم و .. رفتم کیک گرفتم و .... بماند...خلاصه همه ی مهمونا و میزبانا بجز داداشی راس ساعت 7:30 اومدن .. کلی زدیم و رقصیدیم.. کلی شیطونی کردیم.. کلی گفتیم و خندیدیم... کلی مسخره بازی در آوردیم.. کلی تو بغل بابایی ام بودم.. کلی با همدیگه رقصیدیم.. واسه اولین بار این رضا بود که منو بلند کرد با هم برقصیم... حواسش به همه چیز بود.. یه لحظه هم تنهام نذاشت.. مواظبم بود... واسه همینم خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی... خوش گذشت...تا ساعت 1:30صبح هم اونجا بودیم .. بعد رضا منو تا دم خونه بدرقه کرد و خودش هم رفت خونه... و اما امروز.... از صبح ساعت 7 بیدار شدم و دارم کمک مامان خونه رو جمع و جور می کنم... خلاصه مرحله آخر خونه تکونیه.. اگه خدا بخواد.. ملودی هم خونه ی آفتابگردونه و با الی دارن خونه ی اونو تمیز می کنن. .. البته بابایی مو داداشی خودشون کلی خونه رو تمیز کرده بودنا دیشب.. امروز انباری شونو تمیز کردن...
پ.ن- همیشه بوسه های یواشکی رو دوست داشتم .. اما بوسه ی دیروزت یه چیز دیگه بود .. اونجوری که محکم بغلم کرده بودی .. انگار که نمی خوای بذاری یه ذره هم ازت دور بشم....
پ.ن2- خدا جونم حرفا و کارای بابایی.. دیشب یه بوهای خوبی می داد.. یه کاری کن که درست باشه .. می دونم همه چیز دست توهه...
پ.ن3- بدجوری عاشقت شدم....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 16:19  توسط ماهک | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
پیوندها
ماهي سياه كوچولو
دنياي عاشقانه ها
کارگاه شعر میعادگاه
تو را می سپارم به مینای مهتاب
توت فرنگی (خانواده ی سه نفره ی من)
ديگه تنها نيستم
درد دلهای یک خسته در نفس های آخر عاشقانه
مارکوپولو
چرند و پرند
خان
گلادیاتور بدون سپر
دنیای من
آن شرلی با موهای مشکی
دو کبوتر عاشق
تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم
سکوت شب
تپش های عاشقانه ی قلبم
کاغذ بی خط
دوست دارم با دل و جون
چه اتهام عجیبی ما جنون داریم
نزدیک شو اگرچه نگاهت ممنوع است
پاکت نامه
با تو دوباره زن شدم
خاطره
شیطونک شاکی
دنیای بلوری
آقا اجازه!
شب های لیمویی
اندیشه های یک مرد
ورود عموم آزاد!
سه شنبه خاکستری
کافی شاپ دو نفره
با من تا انتهای عشق برقص
الهام الهی
با عشق در سایه سار بهشت
ماه تی تی
غروب دل انگیز
در اوج تنهایی
حسرت اشک
بلوف
پولک آبی
خرها عمر دراز دارند
عکس های عاشقانه ی من
دنیای جدیدترین مدها
میعادگاه زیباترین ترانه ها
هلو خانم
چشمان خیس من
شرح درد اشتیاق
بلفی
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم
رایحه عشق
مسافر دشت شقایق
عشق به لطافت و پاكي پرنيا
خاطرات یک دختر فراری
ديوانه داره از قفس مي پره
ترنم عشق
بلوت (ابر کوچولوی مهربون)
داستان عشق
پريناز
روزهاي سبز من.
خوش اومدي ....!
هنوز چیزی کم است
تلخ و شیرین(به تو چه!)
اعترافات عريان مليسا
گل سرخ
رپ بازی
من و ني ني گوگولي
پرسه و پستوش
آخرین نگاه
وبلاگ خلیل جوادی
عشق گمشده
درددلهای من
ورق پاره ای از دفتر زندگی
افسون کودک طبیعت
تویی که دوستت خواهم داشت...
شب عاشقونه من
می خوام خودم باشم
سه نقطه
خانم خونه
موميايي حسود
گابريل
اعترافات يك نازنين
خونه جديد خاطراتمون
طعم خوشبختی
سفير عشق
مزرعه مترسک و کلاغ
بی انتها
عروس دريايي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


Free Glitter Graphics

کد آهنگ